راز موفقیت تمرکز برروی توانمندی هاست 2
در یادداشت قبلی یکی از اساسی ترین رازهای موفقیت انسان ها، سازمان ها و کشورها را بر شمردیم و شرح دادیم که تمرکز بر روی توانمندی ها می تواند هر سیستمی را به سر منزل مقصود برساند. در این یادداشت با توجه به تحولات اخیر در داخل کشور و عرصه های جهانی این موضوع را بیشتر توضیح می دهیم.
نظام های سیاسی، سازمان ها و موسسات دولتی و خصوصی و حتی احزاب و اصناف به تعریف خود نیاز دارند. این تعریف در نظام های سیاسی در قالب قانون اساسی و در سازمان ها و موسسات، احزاب و غیره در قالب اساسنامه و مرامنامه خود را نشان می دهند. اساسنامه این مجموعه ها نشان می دهد که چه هستند ( هویت ) ، به دنبال چه هستند ( اهداف ) و برای رسیدن به اهداف از چه مسیرها، امکانات و روش هایی استفاده می کنند ( استراتژی ها ). دانشمندان علوم استراتژیک برای تدوین استراتژی ها نموداری را ابداع نموده اند که به نمودار ای وی آر معروف است که مخفف سه واژه محیط ( Environment ) ، ارزش ها ( Values) و منابع ( Resources ) می باشد. آنها معتقدند که استراتژی نظام ها و سیستم ها محل تلاقی سه دایره ای است که محیط، ارزشها و منابع سازمان یا سیستم را ترسیم می کند. یعنی هر نظامی باید برای تدوین استراتژی های خود و تعریف مسیر و روش حرکت برای دستیابی به اهداف خود سه عامل اصلی را در نظر بگیرد : محیط پیرامونی، ارزش های حاکم بر نظام و منابع در دسترس. مباحث علمی که چگونه نگاه موسع به ارزشها یا منابع می تواند استراتژی ها ی حرکتی را توسعه دهد و یا چگونه می توان بر محیط پیرامونی تاثیر گذاشت تا استراتژی ها و گزینه های استراتژیک بیشتری را به دست آورد در مقوله این یادداشت مختصر نمی گنجد، اما کاربرد این نکته علمی در طراحی حرکت های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و در یک کلام تدوین استراتژی یک سیستم شرط اول عقل و موفقیت در فعالیت هاست.
اگر کشور یا سازمان یا فردی محیط اطراف را نشناسد، یا ارزش های خود را درک نکند و یا منابع در دسترس را احصاء ننماید قطعا در تعریف استراتژی حرکتی خود دستخوش سردرگمی و افراط و تفریط خواهد شد. برای کسانیکه با علوم استراتژیک آشنایی دارند فهم و درک اشکالات رفتاری سیستمی که نمی داند چه می کند و چه می خواهد سخت نیست. حتی برای مردم عامی نیز شناخت سردرگمی در رفتار کسانی که هر روز به یک سوی می روند و شناخت درستی از اهدافشان ندارند کار سختی نیست.
بر همگان واضح و مبرهن است که اوضاع و تحولات بین المللی و سرعت تغییرات جوامع نسبت به گذشته تفاوت چشمگیری نموده است. تحولات تکنولوژیک و توسعه سریع دانش و مدیریت دانش، باعث گردیده که جایگاه کشورها به تناسب آمادگی آنها برای فهم مسائل و تطبیق خود با شرایط متحول گردد. به این معنا که سیستم هایی سریعتر پیشرفت می کنند که استراتژی های خود را برای دستیابی به اهداف تعریف شده و محکم، به تناسب تحولات به درستی تغییر می دهند. شرط عقل آن است که استراتژی سیستم ها با تغییرات و تحولات محیطی به گونه ای تغییر نماید که جایگاه کشور، سازمان یا سیستم در عرصه های مختلف بهبود یابد و یا حداقل کاهش نیابد. برای این کار فهم محیط و رفتار سایر بازیگران برای تاثیر گذاری بر محیط اولین لازمه کار است.... ادامه »
فرهنگ مجموعه ای از باورها، ارزش ها، سنت ها، نهادها، ساختارها، الگوها و نمادهایی هستند که بعضا ریشه در تاریخ جوامع داشته و بعنوان عاملی هویت بخش برای افراد جامعه است، بطوریکه برای شناخت یک جامعه و افراد آن مطالعه فرهنگ امری ضروری است. از فرهنگ تعاریف مختلفی شده است اما آنچه در تعریف آن مهم است ارزش ها و باورها و نقش هویت بخشی آن است واین نقش است که باعث شده هر فردی نسبت به فرهنگ خود نوعی غرورداشته و در مقابل تعرض به آن مقاومت کند.
فرهنگ به رفتارهای انسان ها نسبت به جامعه خویش و سایر جوامع و افراد جهت می دهد وبه نوعی تمام حوزه های زندگی انسان از جمله هنر، موسیقی، ادبیات و افکار عمومی با فرهنگ در تعاملی دوسویه بوده و بر یکدیگر تاثیر می گذارند.
امروزه جهانی شدن بیش از هر چیز فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها را تحت تاثیر قرار داده است. اینکه نگاه پروژه ای به این پدیده داشته باشیم ویا برعکس، این مسئله وجود دارد که کشورهای قدرتمند تسلط اقتصادی و سیاسی خود را به تسلط فرهنگی تبدیل میکنند، تولید و پردازش اطلاعات توسط این کشورها و سعی آنها در یکسان سازی باعث به حاشیه رانده شدن فرهنگ های بومی شده است. درواقع جریان یکسویه اطلاعات و افزایش روند صدور کالاهای فرهنگی باعث شده تا این کشورها به صادرکنندگان فرهنگ و کشورهای در حال توسعه که به خصوص در صنعت رسانه جایگاهی ندارند به مصرف کنندگان فرهنگ خاص این کشورها تبدیل شوند، برای مثال امروزه با تسلط بعضی از زبان ها بسیاری از زبان ها که از مظاهر اساسی هر فرهنگی هستند به حاشیه رانده شده و یا در حال زوال هستند.
فرهنگ های مختلف و متنوعی در جهان وجود دارند اما دارندگان رسانه ها کشورهای معدودی هستند وتاثیر فرهنگ آنها بعنوان فرهنگ غالب مسئله ای اجتناب ناپذیر شده است واین درحالیست که همه ملت ها حق دارند که دارای ابزارهای لازم برای حراست از خود در مقابل نفوذ این فرهنگ ها باشند. اگرچه در طول تاریخ این تنوع فرهنگی ریشه بسیاری از جنگ های قومی، نژادی و نسل کشی ها بوده است و تعصبات قومی، نژادی را به وجود آورده اما این مسئله نمی تواند جنبه های مثبت تنوع فرهنگی و گفتگوی آنها را انکار کند.
امروزه با کوتاه شدن فاصله کشورها و پیشرفت ارتباطات و افزایش اطلاعات، وجود فرهنگ های متنوع می تواند پیام آور گفتگو و رشد صلح جهانی شود. تقویت "همبستگی" فرهنگی، زبانی و مذهبی، حفاظت واحترام به میراث سایر فرهنگ ها از دیگر تاثیرات آن است، بطوریکه این مسئله سبب رشد اقتصادی، ارتقا و تربیت اجتماع و رشد فرهنگ تساهل و مدارا نسبت به تفاوت ها می شود. اما در بسیاری از کشورها اقلیت ها معمولا تحت فشار فرهنگ مسلط هستند بنحوی که حقوق شهروندی آن ها که یکی از اصول مهم حقوق بشر است نادیده گرفته می شود. درحالیکه پذیرش تنوع فرهنگی و احترام به آن چه در بین دولت ها و چه در فضای داخلی آنها برای دولت ها توسعه و رشد را درپی خواهد داشت. یونسکو تاکنون در زمینه احترام به تنوع فرهنگی اقدامات موثری انجام داده است، اما دولت ها نیز باید در سیاست داخلی خود به این مسئله توجه کنند که لازمه این امر قائل شدن شرایط و حقوق برابر برای اقلیت های فرهنگی در حوزه آموزش و پرورش، صدا و سیما، مطبوعات و تولیدات هنری و سینمایی و. . . است. حمایت از زبان و ادبیات و سنت ها و دستاوردهای فرهنگی اقوام از جمله مسائل مهم است که اگر در برنامه ریزی دولت ها از آن غفلت شود سبب جدایی تدریجی خرده فرهنگ ها و بیزاری از فرهنگ غالب و حرکت های جدایی طلبانه می شود. نهادهای دولتی و فرهنگی می بایست براساس این تنوع شکل گرفته و تکامل بیابد اما معمولا این مسئله جزء سیاست های فراموش شده در برنامه توسعه کشورهای در حال توسعه می باشد.
غفلت دولت ها از سایر خرده فرهنگ ها و ترویج و گسترش فرهنگی خاص بر تمام بخش های جامعه علاوه بر منزوی ساختن این فرهنگ ها سبب مقاومت آنها شده چرا که این مسئله غیرقابل تردید است که بسیاری از فرهنگ ها این توانایی بالقوه را دارند که در خود بیگانه ترسی، نژادپرستی، تعصب و تبعیض را ایجاد کنند و اگر دولت ها بخواهند به ارزش ها و باورهای سایر خرده فرهنگ های خود بی اعتنا بوده و درصدد حذف آن برآیند این توانایی های بالقوه در واکنش به این سیاست "حذف تدریجی" بروز کرده و به نوعی سبب رد شناسایی دیگر فرهنگها و بخصوص هنجارها و ارزش های فرهنگ غالب این حکومت ها می شود. دولت ها باید به تنوعات که جزء اساسی و جدایی ناپذیر هر جامعه ایست توجه کنند و کثرت گرایی و درجه ای از خودگردانی را برای این خرده فرهنگ ها در نظر بگیرند.
اگربا پیشرفت ارتباطات و به خصوص فضای سایبر شکل ارتباطات تغییر کرده اما این تغییرات بجای ایجاد یک جریان یکطرفه میتواند راهی برای آشتی و گفتگوی فرهنگ ها باشد. دفاع و پاسداری از تفاوت ها و تنوعات واحترام به حقوق سایر فرهنگ ها موجب صلح جهانی و منشا نوآوری و خلاقیت و احترام به منزلت انسان و آزادی های اساسی او می شود.
بنابراین احترام به تنوع فرهنگی در روابط بین دولت ها صلح و آشتی را در پی دارد و در فضای داخلی حکومت ها نیز اگرچه در کوتاه مدت ممکن است روند توسعه را کند سازد اما در بلند مدت باعث رشد و بخصوص توسعه سیاسی و به دنبال آن پیشرفت در سایر بخش های جامعه می شود.
استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخد بلامانع است
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به Kherad.info می باشد. طراحی وبرنامه نویسی توسط StarECS.com
بهتربن نمایش: اندازه صفحه 1024 در 768 پیکسل