پنجشنبه 18 شهریور 1389 - Thursday 09 September 2010
جستجو *
****


تاریخچه صفحه اول » نقد و نظر
دلیری در فروشکستن زنجیر های ایدئولوژیک سیروس علی نژاد
به مناسبت درگذشت روانشاد عنایت الله رضا
دلیری در فروشکستن زنجیر های ایدئولوژیک

در آن سالها که او پیدا شد جو روشنفکری ایران چپ زدگی وحشتناکی را تجربه می کرد. ناگهان اما کسی از درون کمونیسم سر برآورده بود که توشه کم مانندی از تئوری و تجربه مستقیم از زندگی روسی داشت. می گفت این نظام که شما به آن دل بسته اید، جز تباهی جان انسانها چیزی در بر ندارد.
مجموعه «اخلاق سیاسی» : آمیزه ای از اخلاق، دین و سیاست محمد امین خرمی
مجموعه «اخلاق سیاسی» : آمیزه ای از اخلاق، دین و سیاست

کتاب «اخلاق سیاسی» به همت نیما کیانی گردآوری و توسط دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در ماه های پایانی سال 1388 منتشر شده است. دکتر محمد باقر خرمشاد، معاون سابق فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، بر این کتاب مقدمه ای نوشته است...
راه طی شده در مالزی مهدی غنی
راه طی شده در مالزی

مالزی یکی از کشورهای جهان سوم بود و در چهار دهه قبل وضعیت ناهنجاری داشت. قبل از آن مستعمره امپراتوری انگلیس بود. فقر بیداد می کرد. نشانی از توسعه و ترقی دیده نمی شد. اختلاف نژادی توام با تبعیض طبقاتی آزاردهنده بود. اما با کمال شگفتی امروز این کشور جهان سومی به سرعت به سمت توسعه یافتگی در حرکت است و امروز شاخص های پیشرفت و ترقی را عملاً در عرصه های مختلف به نمایش گذاشته است.
قوام السلطنه، دولتمرد دوران بحران محمد علی كرمی نوری
نگاهی به كتاب "در تیررس حادثه" نوشته‌ی حمید شوكت
قوام السلطنه، دولتمرد دوران بحران

تاریخ هر سرزمینی آكنده از سرگذشت شخصیت‌هایی است كه در فراز و نشیب تحولات اجتماعی همراه با شكست‌ها و پیروزی‌ها، ناكامی‌ها و كامیابی‌ها، نابخردی‌ها و خردگرایی‌ها به فرصت‌ها و تهدیدهایی مجال بروز می‌دهند كه در نهایت سرنوشت تاریخ آن دیار را رقم میزند.


موج آبی؛ نسل سوم

 

پدیده توتالیتاریسم و وضع روشنفکران

مریم رضایی

 
معمولا رژیم‌های توتالیتر را با رژیم های آلمان نازی و ایتالیای فاشیستی می شناسند، رژيم‌هایي که سابقه تاریخي آن‌ها واقعیت بسياری از نظام های بسته و فراگیر را نشان داده است و می‌توان رابطه یک طرفه بين طبقه حاکم و مردم را بعنوان شاخصه اصلی آن‌ها درنظر گرفت. 
در هر جامعه ای، رهبری فکری اجتماع در دست دولت و یا روشنفکران است و بسته به نوع و ماهیت یک نظام، این نقش به یکی از این دو و یا هر دو محول شده است. اما  ایده آل  این است که روشنفکران جهت دهی به آرای مردم را بر عهده داشته باشند و دولت نه مسلط بر مردم، بلکه در خدمت نیازها و آرمان های ترسیم شده توسط روشنفکران باشد. بنابراین در هر جامعه ای نقش روشنفکران و تعامل آن ها با دولت از یک طرف و با مردم از طرف دیگر، از اهمیت بالایی برخوردار است بطوری‌که ایجاد بسترهای مناسب برای ایفای نقش دولت و روشنفکر فضا را برای تعامل و ایجاد یک جامعه باز فراهم می‌کند و هرگونه ضعف در لایه های زیرین اجتماع توسط ماهیت انعطاف پذیر این تعامل به پاسخگویی منجر می‌شود.
نقش و دغدغه روشنفکر در نظام‌های توتالیتر بیش از آنکه دستخوش نیازها و آرمان‌ها وایده آل‌های مردم باشد، درگیر تنش با سیستم حاکم است، بطوری‌که روشنفکر به جای تجویز و توصیه راهکارها برای برون رفت از سیستم بسته و انعطاف ناپذیر حاکم، و سامان دادن به جامعه و مهندسی فکری جامعه، وقت و انرژی خود را صرف شیوه های مبارزه و ایجاد شکاف در ساختارهای بسته نظام برای اصلاحات کوچک می‌کند.
برای تبیین نقش روشنفکران در این جوامع ابتدا تعریفی از روشنفکری ارائه می‌شود و سپس میزان ایفای این نقش در نظام‌های فراگیر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
اندیشمندان در خصوص روشنفکری بسیار سخن گفته و تعاریف مختلفی ارائه کرده‌اند و شاخصه‌ها و ویژگی‌های مختلفی را برای آن برشمرده اند.روشنفکر در یک معنای کلی به کسی اطلاق می‌شود که دارای نگاه نو و آگاه به زمان است به گونه‌ای که می‌تواند تضادها و تقابل نیروهای درگیر درلایه‌های پنهان قدرت را درک کند و آن‌ها را بدون تعصب و جزمیت تحلیل و نقد کند.
روشنفکر جامعه را از لحاظ فکری تغذیه می‌کند که لازمه آن تولید اندیشه های بدیع، ایجاد خودآگاهی و تفکر اجتماعی است. روشنفکر در برابر سیستم ثابت و منجمد مقاومت می‌کند و خواهان تحول و تغییر در نظم موجود می‌شود. معمولا روشنفکران، در جامعه جزء صاحبان قلم یا دارای مشاغل فکری هستند، هرچند این مسئله قطعیت ندارد و لزوما افراد دارای مشاغل فکری روشنفکر نیستند، بلکه روشنفکر یک نگاه نقاد نسبت به انسان و روابط انسان‌ها با یکدیگر و به خصوص با دولت بعنوان در دست دارنده قدرت سیاسی دارد که این نگاه ممکن است بصورت بالقوه در فرد بماند و زمینه بروز در جامعه را نیابد و یا اینکه روشنفکر آن‌را در عرصه عمل ایفا کند.
اگرچه تعاریف مختلف از روشنفکر ماهیتا شباهت های بسیاری به هم دارند اما بسته به نوع نظام و سیستمی که روشفکر در بستر آن تولید فکر می‌کند، کارکرد و اشکال متفاوتی به خود می‌گیرد.
روشنفکر در یک نظام توتالیتر با روشنفکری که در یک نظام دموکراتیک قرار دارد به سبب تفاوت در نوع تعاملات با قدرت، ساختارهای موجود و تفاوت در ظرفیت پذیرش نقد از لحاظ شیوه انتقاد و روش های به چالش کشیدن سیستم و میزان تاثیرگذاری آن تفاوت می‌کند.
روشنفکران در نظام های توتالیتر بیش از نظام های دیگر تاوان آگاهی و نقد سیستم حاکم را می‌پردازند و این به سبب ویژگی این نظام هاست. شاخصه اصلی این نظام ها وجود یک ایدئولوژی رسمی است که در جهت مسخ توده ها بر تمام واقعیت های جامعه در حوزه عمومی و خصوصی اعمال می‎شود، سلطه یک حزب واحد یا یک طبقه کوچک که توسط یک فرد واحد رهبری می‌شود و بر تمامی مجاری، اعمال... [ادامه]