شنبه 08 بهمن 1390 - Saturday 28 January 2012
جستجو *
راز موفقیت تمرکز برروی توانمندی هاست 2
در یادداشت قبلی یکی از اساسی ترین رازهای موفقیت انسان ها، سازمان ها و کشورها را بر شمردیم و شرح دادیم که تمرکز بر روی توانمندی ها می تواند هر سیستمی را به سر منزل مقصود برساند. در این یادداشت با توجه به تحولات اخیر در داخل کشور و عرصه های جهانی این موضوع را بیشتر توضیح می دهیم. نظام های سیاسی، سازمان ها و موسسات دولتی و خصوصی و حتی احزاب و اصناف به تعریف خود نیاز دارند. این تعریف در نظام های سیاسی در قالب قانون اساسی و در سازمان ها و موسسات، احزاب و غیره در قالب اساسنامه و مرامنامه خود را نشان می دهند. اساسنامه این مجموعه ها نشان می دهد که چه هستند ( هویت ) ، به دنبال چه هستند ( اهداف ) و برای رسیدن به اهداف از چه مسیرها، امکانات و روش هایی استفاده می کنند ( استراتژی ها ). دانشمندان علوم استراتژیک برای تدوین استراتژی ها نموداری را ابداع نموده اند که به نمودار ای وی آر معروف است که مخفف سه واژه محیط ( Environment ) ، ارزش ها ( Values) و منابع ( Resources ) می باشد. آنها معتقدند که استراتژی نظام ها و سیستم ها محل تلاقی سه دایره ای است که محیط، ارزشها و منابع سازمان یا سیستم را ترسیم می کند. یعنی هر نظامی باید برای تدوین استراتژی های خود و تعریف مسیر و روش حرکت برای دستیابی به اهداف خود سه عامل اصلی را در نظر بگیرد : محیط پیرامونی، ارزش های حاکم بر نظام و منابع در دسترس. مباحث علمی که چگونه نگاه موسع به ارزشها یا منابع می تواند استراتژی ها ی حرکتی را توسعه دهد و یا چگونه می توان بر محیط پیرامونی تاثیر گذاشت تا استراتژی ها و گزینه های استراتژیک بیشتری را به دست آورد در مقوله این یادداشت مختصر نمی گنجد، اما کاربرد این نکته علمی در طراحی حرکت های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و در یک کلام تدوین استراتژی یک سیستم شرط اول عقل و موفقیت در فعالیت هاست. اگر کشور یا سازمان یا فردی محیط اطراف را نشناسد، یا ارزش های خود را درک نکند و یا منابع در دسترس را احصاء ننماید قطعا در تعریف استراتژی حرکتی خود دستخوش سردرگمی و افراط و تفریط خواهد شد. برای کسانیکه با علوم استراتژیک آشنایی دارند فهم و درک اشکالات رفتاری سیستمی که نمی داند چه می کند و چه می خواهد سخت نیست. حتی برای مردم عامی نیز شناخت سردرگمی در رفتار کسانی که هر روز به یک سوی می روند و شناخت درستی از اهدافشان ندارند کار سختی نیست. بر همگان واضح و مبرهن است که اوضاع و تحولات بین المللی و سرعت تغییرات جوامع نسبت به گذشته تفاوت چشمگیری نموده است. تحولات تکنولوژیک و توسعه سریع دانش و مدیریت دانش، باعث گردیده که جایگاه کشورها به تناسب آمادگی آنها برای فهم مسائل و تطبیق خود با شرایط متحول گردد. به این معنا که سیستم هایی سریعتر پیشرفت می کنند که استراتژی های خود را برای دستیابی به اهداف تعریف شده و محکم، به تناسب تحولات به درستی تغییر می دهند. شرط عقل آن است که استراتژی سیستم ها با تغییرات و تحولات محیطی به گونه ای تغییر نماید که جایگاه کشور، سازمان یا سیستم در عرصه های مختلف بهبود یابد و یا حداقل کاهش نیابد. برای این کار فهم محیط و رفتار سایر بازیگران برای تاثیر گذاری بر محیط اولین لازمه کار است.... ادامه »
یادداشت های پیشین
تاریخچه صفحه اول » جامعه شناسی » مقاله شماره: 3
18/06/1387
چالش های روحی - روانی انسان امروز محمد علي كرمي نوري
چالش های روحی - روانی انسان امروز

رندال کالینز (Randall Collins) استاد جامعه شناسی و عضو موسسه جرم شناسی دانشگاه پنسلوانیا در مقاله ای در مجله سیاست خارجی با ارائه تحلیلی از چگونگی و علل توسل به خشونت در تعاملات اجتماعی ...

رندال کالینز (Randall Collins) استاد جامعه شناسی و عضو موسسه جرم شناسی دانشگاه پنسلوانیا در مقاله ای در مجله سیاست خارجی با ارائه تحلیلی از چگونگی و علل توسل به خشونت در تعاملات اجتماعی در یکی از پیشرفته ترین مقاطع زمانی در قرن بیست و یکم، به سخت ترین و شدید ترین نوع خشونت (حملات انتحاری) اشاره می کند و برای تشریح نظر خود نکاتی از آسیب شناسی روانی انسان متمدن و متجدد را مطرح می سازد که توجه به آن حائز اهمیت است.

کالینز با موشکافی خصلت ها و ویژگی های اخلاقی – غریزی انسان معتقد است دستگاه پیچیده هدایت کننده رفتارهای انسانی اساسا دارای ساخت و سازی طبیعی و دفاعی است که می تواند انسان را از ارتکاب به رفتارهای غیر معمول و غیر طبیعی و مغایر با فطرت انسانی مصون نگه دارد.

با بهره گیری از نگاه این جامعه شناس که مطالعات عمیق و گسترده ای درجرم شناسی دارد، می توان گفت انسان بالفطره پاک در شرایط طبیعی با برخورداری از این سیستم دفاعی به آسانی نمی تواند به دروغ متوسل شود، ریاکاری و نفاق پیشه کند، تملق بگوید و با استفاده از روش های خشوننت آمیز به خواسته های خود جامه عمل بپوشاند.

 

 

تاثیرات تغییر و تحول

تغییر شرایط طبیعی و ایجاد فضاهایی که انسان را به ناچار از خصلت های طبیعی اش دور می کند، راه را برای میدان داری گرایشات غیر طبیعی هموار می کند، هم چنان که گردش زمین نامحسوس است، تغییر و تحولات اجتماعی نیز بی آنکه احساس شوند به وقوع می پیوندند، در برخورد ها و تجربیات شخصی نیز قابل مشاهده است که به عنوان مثال حرکت های صورت به هنگام دروغ پردازی به شکل محسوسی تغییر می کند و گونه ها سرخ می شود و ارتعاش های عصبی،  فرد دروغ پرداز را در ابتدای کار دچار مشکل می سازد.

با تکرار و مداومت در انجام کار (در این مورد خاص دروغگویی) است که سیستم دفاعی دچار ضعف و ناکارآمدی می شود و انسانی که در ابتدای راه برای ارتکاب هر یک از بزه کاری های فوق الاشاره و قابل تصور با مشکل مواجه می شد، در انتهای مسیر به آن چنان مهارتی می رسد که می تواند مثلا با کنترل حرکت های عصبی صورت به راحتی دروغ بگوید و با در اختیار گرفتن و هدایت سیستم دفاعی اش در مسیر دلخواه، آنچه را اراده می کند با کمترین هزینه اخلاقی – رفتاری به انجام رساند.

در اعمال خشونت نیز این مسیر قابل رویت است. انسانی که بالفطره و طبیعی می می بایست از آرامش روحی برخوردار باشد و با مهربانی و عطوفت با هم نوع خود برخورد کند، با استفاده مکرر از روش های خشونت بار به مرحله ای از آمادگی می رسد که می تواند با توسل به خشونت شاهد رنج و درد دیگران باشد بی آنکه خود دچار رنج و درد شود.می تواند نسل کشی ها و بی عدالتی ها و تبعیض های فراوان میان انسان ها را ببیند و آرام و بی تفاوت و بی دغدغه از کنار آنها بگذرد.

 

 

مواجهه با ناهنجاری

  بسیاری از مشکلاتی که دامن گیر انسان متمدن امروز است، مواجهه با ناهنجاری هایی است که در ابتدا به دلیل وجود سیستم دفاعی یاد شده انجام آن دور از ذهن می نمود اما به تدریج با تکرار آن در طول زمان بدل به عادتی (هرچند ناپسند از نظر اخلاقی) شد که قباحت و زشتی اش به فراموشی سپرده شد و حساسیت های انسانی در قبالش هر روز کم رنگ تر و بی اثر تر گردید.

در نقطه صفر آفرینش، طبیعت دست نخورده انسان، صداقت و پاکی را می ستاید و راستگویی و عزت نفس را عزیز می دارد؛ اما با تضعیف ساختارهای دفاعی – اخلاقی در مسیر تدریجی تحولات اجتماعی، دروغ و تزویر، ریاکاری و نفاق، تملق و چاپلوسی، تعارف و تکلف، مدیحه سرایی و شخصیت پرستی و اساسا هر آنچه به عنوان رذیلت های آلوده کننده شخصیت اصیل انسانی شناخته می شود، به ابزارهایی تبدیل می شوند که راه را برای حصول تشخص های کاذب اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در زندگی امروز هموار می کنند.

 

 

تحمیل های جامعه صنعتی

نگاهی به شرایط امروز زندگی در جوامع صنعتی پیشرفته، طیفی وسیع از ناهنجاری هایی را به تصویر می کشد که در جوامع پشیین و یا حتی جوامع کم تر پیش رفته امروز ،غیبت آنها محسوس و حضورشان غیر مقبول می نماید.

ناگفته پیداست حضور این نا هنجاری ها در جوامع پیشرفته تاثیرات منفی اش در تعاملات اجتماعی کاملا محسوس و تاثیر گذار و غیبت آنها نیز در جوامع کم تر پیش رفته در شکل گیری فضایی به نسبت سالم تر (به لحاظ اخلاقی) قابل مشاهده است.

مروری بر سیر تحولات اخلاقی در جوامع انسانی گذشته و حال نشان می دهد به تناسب پیشرفت های صورت گرفته در ابعاد مادی زندگی، ساختارهای دفاعی – اخلاقی در ابعاد معنوی رو به ضعف گذاشته و در نتیجه این تحولات آنچه در گذشته زشت و نامعقول می نموده، امروز به بخشی از ضرورت های بی چون و چرا برای انطباق و سازگاری با شرایط جدید زندگی تبدیل شده است.

تحمیل این ناهنجاری ها در زندگی انسان امروز، میزان مقاومت در برابر ناخواسته های اخلاقی را (با نادیده گرفتن ساختارهای دفاعی پیش گفته) تحلیل می برد و با دور کردن انسان امروزی از فطرت پاک و دست نخورده اش، مجبورش می کند پای در میدان مسابقه ای  بگذاردکه شرکت کنندگان در آن می کوشند با پشت سر گذاشتن رقیبان بی شمار در این میدان، خود را به پایان خط مسابقه ای برساند که نتیجه آن جز فرورفتن هر چه بیشتر در گرداب رذیلت های اخلاقی نیست.

 

 

تغییر و تبدیل معیارها

حاکمیت ساده زیستی در زندگی در گذشته در قیاس با پیچیدگی های آمیخته با زندگی امروز، نسبتی مستقیم با قوت و ضعف نیروی بازدارنده ای دارد که هدایت کننده جریان های زندگی برای انسان دیروز و امروز است.

اگر صداقت، راستگویی، از خود گذشتگی و دیگر محوری رکنی اساسی از تعاملات اجتماعی برای گذراندن زندگی در گذشته محسوب می شده، شرایط تحمیل شده بر زندگی انسان امروز او را به مسیری کشانده که رمز توفیق خود را در فراموش کردن خصلت های نیکوی گذشته وتوسل به ساز و کارهای عملی در شرایط تازه می بیند.

این شرایط تازه، تعاریف جدیدی از خصلت های انسان امروزی به دست می دهد که بر اساس آن صداقت و راست گویی مترادف با سادگی و ناپختگی و بی تجربه گی و از خود گذشتگی و دیگر محوری، شعار هایی خالی از شعور برای زندگی خیالی و غیر واقعی شناخته می شود.

در چنین میدانی است که در غیبت تدریجی و تحمیلی خصلت های نیکوی سفارش شده اخلاقی، فضا برای میدان داری حریفان بی رقیب گشوده می شود و حل تضاد های گوناگون روانی – اخلاقی بخشی مهم از زندگی انسان امزوز را تشکیل می دهد که ضرورت پرهیز از اطاله کلام مانع از ذکر نمونه ها و مصادیق فراوان در این زمینه است.

بخش عمده ای از اختلال های روانی انسان متجدد امروزی ناشی از درگیری هایی است که فطرت زلال با آلودگی های تحمیل شده در زندگی برای انسان حاضر در جامعه امروز به ارمغان می آورد.ضرورت توجیه مداوم رفتارهای ناسازگار با فطرت انسان و به تبع آن جدال همیشگی و درونی وجدان آگاه بشری با آنچه حاصل رفتارهای تحمیل شده ناشی از این وضعیت است چارچوب های تازه ای فراهم می کند که در آن تعاریف جدیدی نیز از عملکردهای اجتماعی ارائه می شود.

 

 

کلام آخر

بر اساس تعاریف جدید ارائه شده در دهکده بزرگ جهانی، خصلت های ناب انسان اخلاق مدار، ماهیتی تغییر یافته پیدا می کند و به تبع آن میدان های تازه ای برای کشاندن تعاملات اجتماعی در مسیر های منطبق با شرایط تحمیل شده پیش روی انسان قرن بیست و یکم گشوده می شود.

در فضاهای جدید ایجاد شده، دروغ وسیله ای انکار ناپذیر برای پیشبرد امور فردی در تلاطم زندگی اجتماعی که ویژگی عمده اش بی رحمی و سنگ دلی است، تلقی می شود، ریا و نفاق و تظاهر به عواملی اصلی برای ماندن در صحنه و تعامل با دیگران تبدیل می شود.تعارف و تملق جایگزین زبانی بی تکلف و صادق برای ایجاد ارتباط با هم نوع می شود و در مقاطعی حساس و سرنوشت ساز کار به آن مرحله از جدیت می رسد که این جدال و مبارزه درونی فرد درگیر را با هویت واقعی خود دچار مشکل می کند. این چالش بحران آفرینی است که انسان متجدد قرن بیست و یکم با آن روبروست و نیازمند راه حلی فراگیر برای این معضل جهانی است


ارسال لینک برای دوستان ارسال برای دوستان نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ


اظهار نظر
پست الکتروینک مثال: you@domain.com
متن *   **
 
موج آبی، نسل سوم

تنوع فرهنگی برای گفت و گو و توسعه

مریم رضایی

فرهنگ مجموعه ای از باورها، ارزش ها، سنت ها، نهادها، ساختارها، الگوها و نمادهایی هستند که بعضا ریشه در تاریخ جوامع داشته و بعنوان عاملی هویت بخش برای افراد جامعه است، بطوریکه برای شناخت یک جامعه و افراد آن مطالعه فرهنگ امری ضروری است. از فرهنگ تعاریف مختلفی شده است اما آنچه در تعریف آن مهم است ارزش ها و باورها و نقش هویت بخشی آن است واین نقش است که باعث شده هر فردی نسبت به فرهنگ خود نوعی غرورداشته و در مقابل تعرض به آن مقاومت کند.

فرهنگ به رفتارهای انسان ها نسبت به جامعه خویش و سایر جوامع و افراد جهت می دهد وبه نوعی تمام حوزه های زندگی انسان از جمله هنر، موسیقی، ادبیات و افکار عمومی با فرهنگ در تعاملی دوسویه بوده و بر یکدیگر تاثیر می گذارند.

 امروزه جهانی شدن بیش از هر چیز فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها را تحت تاثیر قرار داده است. اینکه نگاه پروژه ای به این پدیده داشته باشیم ویا برعکس، این مسئله وجود دارد که کشورهای قدرتمند تسلط اقتصادی و سیاسی خود را به تسلط فرهنگی تبدیل میکنند، تولید و پردازش اطلاعات توسط این کشورها و سعی آنها در یکسان سازی باعث به حاشیه رانده شدن فرهنگ های بومی شده است. درواقع جریان یکسویه اطلاعات و افزایش روند صدور کالاهای فرهنگی باعث شده تا این کشورها به صادرکنندگان فرهنگ و کشورهای در حال توسعه که به خصوص در صنعت رسانه جایگاهی ندارند به مصرف کنندگان فرهنگ خاص این کشورها تبدیل شوند، برای مثال امروزه با تسلط بعضی از زبان ها بسیاری از زبان ها که از مظاهر اساسی هر فرهنگی هستند به حاشیه رانده شده و یا در حال زوال هستند.

فرهنگ های مختلف و متنوعی در جهان وجود دارند اما دارندگان رسانه ها کشورهای معدودی هستند وتاثیر فرهنگ آنها بعنوان فرهنگ غالب مسئله ای اجتناب ناپذیر شده است واین درحالیست که همه ملت ها حق دارند که دارای ابزارهای لازم برای حراست از خود در مقابل نفوذ این فرهنگ ها باشند. اگرچه در طول تاریخ این تنوع فرهنگی ریشه بسیاری از جنگ های قومی، نژادی و نسل کشی ها بوده است و تعصبات قومی، نژادی را به وجود آورده اما این مسئله نمی تواند جنبه های مثبت تنوع فرهنگی و گفتگوی آنها را انکار کند.

امروزه با کوتاه شدن فاصله کشورها و پیشرفت ارتباطات و افزایش اطلاعات، وجود فرهنگ های متنوع می تواند پیام آور گفتگو و رشد صلح جهانی شود. تقویت "همبستگی" فرهنگی، زبانی و مذهبی، حفاظت واحترام به میراث سایر فرهنگ ها از دیگر تاثیرات آن است، بطوریکه این مسئله سبب رشد اقتصادی، ارتقا و تربیت اجتماع و رشد فرهنگ تساهل و مدارا نسبت به تفاوت ها می شود. اما در بسیاری از کشورها اقلیت ها معمولا تحت فشار فرهنگ مسلط هستند بنحوی که حقوق شهروندی آن ها که یکی از اصول مهم حقوق بشر است نادیده گرفته می شود. درحالیکه پذیرش تنوع فرهنگی و احترام به آن چه در بین دولت ها و چه در فضای داخلی آنها برای دولت ها توسعه و رشد را درپی خواهد داشت. یونسکو تاکنون در زمینه احترام به تنوع فرهنگی اقدامات موثری انجام داده است، اما دولت ها نیز باید در سیاست داخلی خود به این مسئله توجه کنند که لازمه این امر قائل شدن شرایط و حقوق برابر برای اقلیت های فرهنگی در حوزه آموزش و پرورش، صدا و سیما، مطبوعات و تولیدات هنری و سینمایی و. . . است. حمایت از زبان و ادبیات و سنت ها و دستاوردهای فرهنگی اقوام از جمله مسائل مهم است که اگر در برنامه ریزی دولت ها از آن غفلت شود سبب جدایی تدریجی خرده فرهنگ ها و بیزاری از فرهنگ غالب و حرکت های جدایی طلبانه می شود. نهادهای دولتی و فرهنگی می بایست براساس این تنوع شکل گرفته و تکامل بیابد اما معمولا این مسئله جزء سیاست های فراموش شده در برنامه توسعه کشورهای در حال توسعه می باشد.

غفلت دولت ها از سایر خرده فرهنگ ها و ترویج و گسترش فرهنگی خاص بر تمام بخش های جامعه علاوه بر منزوی ساختن این فرهنگ ها سبب مقاومت آنها شده چرا که این مسئله غیرقابل تردید است که بسیاری از فرهنگ ها این توانایی بالقوه را دارند که در خود بیگانه ترسی، نژادپرستی، تعصب و تبعیض را ایجاد کنند و اگر دولت ها بخواهند به ارزش ها و باورهای سایر خرده فرهنگ های خود بی اعتنا بوده و درصدد حذف آن برآیند این توانایی های بالقوه در واکنش به این سیاست "حذف تدریجی" بروز کرده و به نوعی سبب رد شناسایی دیگر فرهنگها و بخصوص هنجارها و ارزش های فرهنگ غالب این حکومت ها می شود. دولت ها باید به تنوعات که جزء اساسی و جدایی ناپذیر هر جامعه ایست توجه کنند و کثرت گرایی و درجه ای از خودگردانی را برای این خرده فرهنگ ها در نظر بگیرند.

اگربا پیشرفت ارتباطات و به خصوص فضای سایبر شکل ارتباطات تغییر کرده اما این تغییرات بجای ایجاد یک جریان یکطرفه میتواند راهی برای آشتی و گفتگوی فرهنگ ها باشد. دفاع و پاسداری از تفاوت ها و تنوعات واحترام به حقوق سایر فرهنگ ها موجب صلح جهانی و منشا نوآوری و خلاقیت و احترام به منزلت انسان و آزادی های اساسی او می شود.

بنابراین احترام به تنوع فرهنگی در روابط بین دولت ها صلح و آشتی را در پی دارد و در فضای داخلی حکومت ها نیز اگرچه در کوتاه مدت ممکن است روند توسعه را کند سازد اما در بلند مدت باعث رشد و بخصوص توسعه سیاسی و به دنبال آن پیشرفت در سایر بخش های جامعه می شود.



آرشیو موج آبی، نسل سوم